خرید بک لینک
تشنگی



که پر از واژه شوی
و بباری کمی
و پُر از خیس کنی وسعت احساس عمیق
هرچه می نوشم از این جام وجودت ببین
تشنه ام باز... پر از تشنگی و یک عطش ناب که تو
که پر از واژه شوی
و بگوئی همه ی آنچه نگفتی و گذشت
بنویسی همه ی خاطره ها را دقیق!
و بباری همی
هر چه می خوانمت ای بارش آرامش من
بی قرارم هنوز
مثل دلدادگی اقیانوس
که پر از شور ولی
تشنه ی شوری اشکی که فقط دیده ی ماهی دارد
واژه ها را ببار
پرِ از شور و یقین
که سهیل تشنگیِ شورِ یقینها دارد
و همین ...

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

دوستی که برام متنهای صوتی با صدای خودش می فرسته ... یعنی ما هردومون این کار می کردیم شعر و متن خوب پیدا می کردیم و می خوندیم و گاهی برای دوستانمون گاهی برای خودمون .... سال هاست همدیگر می شناسیم - ارت

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

بخاطر مسايل ديشب صبح حوصله كوه نداشتم ... با خواهر زاده ام رفتيم برا خونه خريد كرديم وبعد رفتم شنا ... مثل هميشه بخش عميق كسي نبود و حسابي شنا كردم .....

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

هقته گذشته خیلی تصمیما گرفتم و انجام ندادم ، مثلا شنبه می خواستم برم شنا اما رفتم باشگاه ، سه شنبه می خواستم برم سینما اما رسیدم خونه و مامان تنها بود در یک حرکت انتحاری باهم لوبیا سبز پاک کردیم یا 5

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

همش احساس می کنم امروز شنبه است اما خیلی خوبه که 2 روز جلو تره ...

امروز قراردادم امضا کردم مثل همیشه فقط افزایش اعلامی دولت ....

خدایا قراردادم امضا کردم به یاری خودت کمکم کن .... خدایا بخاطر همه الطافت ممنونم و مثل همیشه کمک کن

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

دیروز تولد دوست داداشی بود باید بهش تبریک می گفتم اما نگفتم ..............

خیلی کار دارم اما نمی دونم کدوم انجام بدم ...........

هوا سرد شده صبح مجبور شدم دوباره ی لباس گرم پیدا کنم بپوشم - یکشنبه کوه بودم هوا عالی بود....

حالا تو تدارک ی سفر کوتاه برا آخر هفته ..........

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

دوباره خیلی شلوغم ولی دلم می خواد از آخر هفته خوبم بنویسم ....میشه خدای خوبی داشته باشی که اینهمه زیبایی افریده باشه - میشه چشمایی داشته باشی که ببینیشون ، با تمام وجودت حس کنی ....میشه خانواده ای داش

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

نه برف مرا می ترساند و نه سرما ولی در این حجم سنگینِ تنهایی ام برای گرم شدن بهانه ای ندارم جز اینکه دوستت داشته باشم.....

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

خواب مادر بزرگم دیدم .............

خیلی خیلی فکرم مشغول کرده .................... خدایا هممون ببخش و بیامرز !!! بخصوص کسانی که پیش از این رفتن ...........

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

دوستای دوره کارشناسی دارن برام تدارک تولد می بینن مثلا هم من نمی دونم ... هی می پرسن کی وقت دارم کی می تونم برم ، کجا می تونم برم ... فعلا یکشنبه فیکس شده ....

چه بارون قشنگی دیروز بارید ! هم صبح هم بعد از ظهر عالی بود ....

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:11

صفحه بندی